ميرزا محمد حيدر دوغلات

212

تاريخ رشيدى ( فارسي )

1404 و پايانش 28 ژوئن 1405 بود . ( 221 ) . در متن مورد استفاده آقاى ارسكين دوازده منصب - مزايا و امتيازات - ذكر گرديده است ( ر . ك : تاريخ هند ، 1 ، ص 43 ، اما جزئياتش ارائه نشده است ) از نسخه خطى ترجمه مختصر در موزه بريتانيا چنين برمىآيد كه آقاى ارسكين تنها يازده منصب را چنان كه در سه نسخه مورد استفاده آقاى راس ديده مىشود ، پيدا كرده است . دكتر بللو ( گزارشى از ياركند ، ص 153 ) اين تعداد را ده مورد آورده و فهرست او از بسيارى جهات با مورد مذكور در فوق متفاوت است . كلمه منصب به معنى دقيق ، مقام يا شأن است اما در اين مورد مزايا يا امتيازات بهترين معنى براى آن مىباشد . پروفسور بلوچمان گزارش خوبى از اين امتيازات را در آيين اكبرى ( صص 365 - 364 ) به نقل از اكبرنامه ابوالفضل ارائه كرده است . ( 222 ) . شايد كمر يا بند ، اما به نظر مىرسد در متن به معنى تركش به كار رفته است ، دكتر بللو ، قور « اسلحه » ( ص 153 ) و آقاى بلوچمان « مجموعه‌اى از پرچم‌ها ، اسلحه يا نشان‌هايى كه همه جا به دنبال پادشاه روان است » ترجمه كرده‌اند ( ص 50 ) . ( 223 ) . [ در ترجمهء انگليسى ، عبارت شماره پنجم را حذف كرده و به جاى آن چنين آورده : « مزايايى در رابطه با شكار خان » و سپس به اين ترتيب به توضيح آن پرداخته است ، ( م ) : ] اين امتيازات در متن ارائه شده ، اما عبارات آقاى راس براى بهترين مترجمان ، نامفهوم است . ارسكين نيز در ترجمه آن ، در نسخه خطى مختصر موجود در موزه بريتانيا ، ناموفق بوده است . دكتر بللو ، « جرگه - يا گروه شكار - » آورده كه اينها « قدرت مجازات متخلفين از مقررات را ، بر طبق قانون دارا بوده‌اند . » آقاى بلوچمان مىنويسد : « وى مىتوانست جنگلى را به عنوان منطقه خاص شكار خود ، احاطه نمايد و اگر كسى به محوطه وارد مىشد ، آزادى شخصى وى را نقض مىنمودند . » ( ص 364 ) . ) [ عبارت شماره پنجم كلا نامفهوم است . ظاهرا معنى عبارت تركى چنين است : « حتى يك شكار كوچك و خرگوش بنايد از جرگه او خارج گردد . » ( م ) ] . ( 224 ) . دستورات مكتوب - راس . ( 225 ) . آنان اين نه منصب اصلى را با لقب ترخان - رتبه‌اى بسيار قديمى يا مقامى اشرافى در ميان منقول‌ها - دارا بودند ( ر . ك : يول ، rettiht yav eht dna yahtac ( ختاى و راه آنجا ) ، ص 287 و 436 . ) مؤلفان آسيايى از ترخان‌ها ، همواره به عنوان يك قبيله سخن گفته‌اند ، اما لازم به ذكر نيست كه آنان از نسل قوم بخصوصى بوده‌اند . تفاوت‌هاى ميان قبايل و طوايف ، يا خاندان‌ها ، به طور صحيح ترسيم نشده است . مثلا امير تيمور در ملفوظات خود ، از چهل قبيله ( اويماق ) ، دوازده قبيله را كه سردمداران دولت او بوده‌اند ، برشمرده است : برلاس ، ترخان ، ارغون ، جلاير ، تولكچى ، دولدى ، مغول ، سلدوزى [ سلدوزى ] ، طوغاى ، قپچاق ، ارلات ، و تاتار . برخى از اين اسامى بيانگر امتيازات است ، اسامى ديگر فقط نشان دهنده طوايف يا خاندان‌ها هستند . ( ديوى ، تزكات تيمورى ، ص 91 . ) كلمه برلاس به معنى « پهلوان » است و شايد معانى خاص ديگر هم داشته باشد . آقاى شاو ، ترخان را « ملّاك » ترجمه كرده است . ( 226 ) . شيبانى خان ، رهبر اوزبكان . ( 227 ) . 625 ( م ) . ( 228 ) . منظور از اين تاريخ ظاهرا وفات چنگيز خان است كه معمولا با 1227 [ ميلادى ] مطابق است . سال 625 هجرى با 12 دسامبر 1227 آغاز مىگردد كه بدين ترتيب تقريبا تمامى آن در درون سال 1228 جاى مىگيرد . اما تاريخ وفات چنگيز خان ، در سالنامه‌هاى مختلف با اختلافات زيادى مذكور شده است . ( 229 ) . 940 ( م ) . سعيد خان در اين تاريخ درگذشت . يك يا دو هفته بعد از آن ، رشيد ، پسر و جانشين خان ، سيد محمد ميرزا ، عم مؤلف را به قتل رسانيد . عزه محرم 940 با 23 ژوئيه 1533 مطابقت مىكند .